دیگر ندارم درکا نعت
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر دیگر ترا گندین
دیگری
دیگر
دیگران سرمست در آعوش
دیگران
دیگر ت به
یارتهی دوری نا برباد کوبو تن پردیسی
دیگران سر مست و در اغوش جانان خفته اند
دیگر مگو پوران
دیگر یارت نمیشم
دیگر برنمیگردم از فراق مردم