نمیکیژی تاب ساقی راوړه نن شراب ساقی
نمیدونم واسمون چه خوابی دیده روزگار
نمیکشم دیکه مانتی مهتاب را
نمیدونم
نمیکنه نمیکنه دختر بازی نمیکنه
نمیچینم گلی که خار داره دلبر
دیگر یارت نمیشم آریانا سعید
نمی دانم چه منزل بود
نمیدونم فدا
خواهم که رسوابشی حمیرا
نمی چا واوریدو پریاد
نمیشه سفره دل را کنم باز
نمیدانم خبر داری نداری