رفتم با صدای پروا
رفتم فریب و دل نخوردم روزگار گذشته یار من هرگز تورا زدل نبرد
رفتم بدر ميخانه
کارخانه تولید پان
رفتم برای اصغرم حه جرعه ای اب آب آورم
رفتم ام دور بسیار دور آمدنم نمیشه
کارخانه بزرگمهر مشهد
کارخانه سوسیس و کالباس و رفتم
رفتم بازار لباس لختی خریدم
رفتم به بندر غباس
رفتم به پیش زرگ
رفتم به گلگشت
رفتم پیش عشقم