مادرتوش
مادرت گاییدم
مادرتلهم والو غي وحدهم نايفو
مادرتش علا هدرت ما
مادرته نه ویل چی یار له ځانه مه بیلوه
مادرتي دار الراي القديم
مادرت چرس ده لشکرگاه را وریدینه
مادرت زندس کامل
مادرته چریی لشگر گاه راودینه و چرسی ملنگه
مادرت دستاشو میگیره برام جق میزنه
مادرتووو
مادرتوووووو
مادرت بردم تو جوب