رفتم پشت بوم قالیچه تکوندن
رفتم به در میخانه
رفتم رشت یه خونه بود روی قبرستون
رفتم اطراف تهران منزل خانمی که با جادوی وودوو شده بوده
دلکش رفتی رفتم
رفتم کرج پیش این خانواده به شدت جن زده که مادر باور داشت تو
رفتی تو لک وش کن
رفتم دلار کنم از دین طرفداری
رفتم مگر از جمع عزیزان گیله دارم
رفتم پیش زرگر صدای زن
رفتم پیش زرگر
رفتی کربلا آرزویم بود
دلکش آشفته حالی