آلما رفتم که رفتم
رفتم با صدای پروا
رفتم فریب و دل نخوردم روزگار گذشته یار من هرگز تورا زدل نبرد
رفتم بدر ميخانه
رفتم برای اصغرم حه جرعه ای اب آب آورم
رفتم ام دور بسیار دور آمدنم نمیشه
آلمانی در خواب و بیداری 60جمله کار بوردی
رفتم بازار لباس لختی خریدم
آلما کوسمه گل
رفتم به بندر غباس
آلما گوزل
رفتم به پیش زرگ
رفتم به گلگشت