زمانی که سیمابینابه کابل رفت واهنگوخواند
بیرون نیا دم به پم
زمانی عەرەبیدارشتن لەسەر جەژن
زمانی عەرەبی لەسەر جەژن
زمانی هموم کثرانه
بیرون الدیم قینانامی
بیرون کرن اقا
زمانی که از جان با چوب میزنه تو ی سر گوزل
بیرون افتادن ممه های بیتا مدنی
بیرون افتادن
زمانیکه سلطان بودیم
زمانی برای شخم زدن
اومدن اب