رفتم با صدای پروا
رفتم فریب و دل نخوردم روزگار گذشته یار من هرگز تورا زدل نبرد
دیده بان
دیده مه رفته دملکای غربت
دیده مه عاشق تویوم سلگی
خواب چاند رات ھے شاھ فاروق اردو سونگ
دیده مه از قلای نو میایه
خواب طلایی
دیده موره دیده موره
خوابگاه انگشت
رفتم بدر ميخانه
خواب طلایی دیده دیده رفتم
رفتم برای اصغرم حه جرعه ای اب آب آورم