شدم دیوانه و مستانه ای تو جمشید پروانی
شدمينوط ق
شدم دیوانه ومستانه ای تو
آواره دیوونتم از فلاحتی
شدم دیوانه او مستانه تو
آواره راج کاپور
شدم دیوانه ی دیدار لیلا
شدم دیوانه مستانه ی تو
شدم سرمت چشمانت با چشمانت گرفتارم
شدم عاشق به قامت
آواره فیض کاریزی
شدم تنهامن دراین صحرا
شدم مست خوجسته